نقد و بررسینقد و بررسی فیلم و سریال
موضوعات داغ

بررسی سریال Money Heist (سرقت پول)

La casa de papel (خانه کاغذی)

معرفی سریال اسپانیایی (خانه کاغذی) La Casa de Papel یا Money Heist

روایتگر این داستان پر استرس و فراز و نشیب یکی از شخصیت‌های اصلی زن داستان به نام توکیوست و مدام بین زمان حال و گذشته در رفت و آمد است، شاید اندکی اول کار از این رفت و آمد‌ها گیج شوید و طول بکشد که داستان به طور کامل دستتان بیاید، اما به محض این اتفاق به مرور اطلاعاتتان از هر شخصیت و پیشینه‌اش بیشتر و عمیق‌تر می‌شود.

La casa de papel (خانه کاغذی) بهترین سریالی‌ست که شما احتمالا ندیده‌اید؛ البته باید بگویم حق با شماست. اگر یک نفر به شما بگوید که از میان این همه سریال گوناگون یک سریال اسپانیایی زبان ببینید آن هم نه به صورت دوبله بلکه با زیرنویس، اسم آن هم “سرقت پول” که ترجمه نام انگلیسی آن و یا “خانه کاغذی” که ترجمه عنوان اصلی آن است چقدر احتمال دارد قبول کنید؟ دیدن سریال با زیرنویس با یک اسم مبهم و غیر جذاب آنقدر‌ها وسوسه کننده نیست؛ اما باید به شما بگویم که با ندیدنش یکی از بهترین سریال‌های ساخته شده را از دست خواهید داد.

برای دانلود سریال اینجا کلیک کنید.

سریال اسپانیایی La casa de papel که به انگلیسی Money Heist ترجمه شده است داستانی هیجان‌انگیز و پر استرس از یک سرقت است. می‌گوییم لذت دیدنش به زبان اصلی خودش است، چون وقتی حتی چند لحظه از اولین قسمت آن را هم که ببینید متوجه می‌شوید که با بی حسی نامش هیچ ارتباطی ندارد. همان طور که هیچ صدای دوبله‌ای نمی‌تواند آرامش پشت صدای پروفسور و مغز متفکر این گروه را منتقل کند.

داستان از آنجایی شروع می‌شود که گروهی از تبهکاران با راهنمایی و آموزش‌های فردی که خودش را پروفسور می‌نامد اقدام به سرقت از ضرابخانه ملی اسپانیا می‌کنند. اما این داستان فقط داستان یک سرقت نیست بلکه در طول این اتفاق با وجود شخصیت‌ها و داستان پردازی‌های قوی آنقدر جای آدم‌های خوب و بد داستان، دزد و پلیس، قاتل و گروگان و گروگان‌گیر عوض می‌شود که در آخر خودتان هم مطمئن نیستید که حستان به شخصیت‌های قصه چطور است؛ جایی از خودتان می‌پرسید مگر می‌شود که شخصیتی که قاعدتا شخصیت تاریک و بد داستان است را آنقدر دوست داشت؟ و آنقدر این بازی ذهنی ادامه پیدا می‌کند که در آخر دلتان می‌خواهد هر دو طرف برنده باشند.

“خانه کاغذی” به کارگردانی Alex Pina قرار بود در دو فصل و در اصل در ١۵ قسمت به صورت سریال کوتاه نمایش داده شود. که این اتفاق در سال ٢٠١٧ در شبکه آتنا ٣ اسپانیا محقق شد. در اخر سال ٢٠١٧ شبکه نتفلیکس حق انتشار جهانی آن را خرید و با ادیت جدید در ٢٢ قسمت کوتاه‌تر در دو فصل در دسامبر ٢٠١٧ و آوریل ٢٠١٨ منتشر کرد. بعد از استقبال جهانی با بودجه‌ای قابل توجه ١۶ قسمت دیگر درخواست داد که فصل سوم آن با ٨ قسمت در جولای ٢٠١٩ منتشر و فیلم برداری فصل چهارم در آگوست ٢٠١٩ تمام شد.

دو فصل اول درباره یک نقشه بسیار دقیق و حساب شده با تمام سناریو‌های ممکن یک سرقت است. سرقت از ضرابخانه ملی اسپانیا که به گفته پروفسور آنان را نه به برترین دزد‌ها که به رابین‌هود‌های قرن تبدیل می‌کند. گروهی از سارقان حرفه‌ای که هر کدام در حوزه خود برترین هستند با انگیزه‌های شخصی خودشان به گروه می‌پیوندند و با نام‌های جعلی برگرفته از شهر‌های بزرگ و ماسک‌های سالوادور دالی و لباس‌های قرمز وارد ساختمان اصلی می‌شوند و تمام افراد داخل را به گروگان می‌گیرند. آنها سالوادور دالی را برگزیدند، چون مرجع فرهنگ نمادین اسپانیاست به امید اینکه مردم هم نماد آنان را از یاد نبرده و همیشه در تاریخ ماندگار بمانند.

پروفسور که تمام زندگی‌اش را صرف ریختن این نقشه کرده و در طول ۵ ماه با تمام اعضای گروه هر مرحله و هر اتفاق ممکن را تمرین کرده است در بیرون از ساختمان تمام اتفاقات را زیر نظر دارد. هر چند نقشه‌ها بی نقص هستند، اما چه کسی می‌تواند تضمین کند که در عمل هم همه چیز خوب پیش برود؟

مسیر اصلی سریال پیرامون پروفسور، چاره جویی‌هایش و تمام اتفاقاتی که نباید روی دهد می‌گذرد. هرچند زمانی که تمرکز از روی پروفسور برداشته می‌شود آنقدر شخصیت جذاب وجود دارد که بخواهد لحظه‌های باقی را به همان اندازه با ریتم نگاه دارد.

روایتگر این داستان پر استرس و فراز و نشیب یکی از شخصیت‌های اصلی زن داستان به نام توکیوست و مدام بین زمان حال و گذشته در رفت و آمد است، شاید اندکی اول کار از این رفت و آمد‌ها گیج شوید و طول بکشد که داستان به طور کامل دستتان بیاید، اما به محض این اتفاق به مرور اطلاعاتتان از هر شخصیت و پیشینه‌اش بیشتر و عمیق‌تر می‌شود.

La casa de papel نقطه عطفی در تلویزیون اسپانیا بود و بسیار مورد توجه قرار گرفت به طوری که آهنگ آنتی فاشیست Bella Caio که چندین بار در طول سریال پخش و یا خوانده می‌شود در تابستان ٢٠١٨ در صدر جدول شنیده‌ها قرار گرفت. سالوادور دالی‌های سارق در سال ٢٠١٨ پربیننده‌ترین سریال غیر انگلیسی زبان و همچنین پرتماشاگرترین در میان تمام سریال‌ها و فیلم‌های شبکه نتفلیکس بودند.

بررسی فصل چهارم سریال Money Heist – سرقت پول

فصل چهارم سریال Money Heist که در زبان اسپانیایی با عنوان «La Casa de Papel» از آن یاد می‌شود، ادامه‌ای از بخش دوم این مجموعه است که به سرقت از بانک مرکزی اسپانیا می‌پردازد. سریال در فصل سوم و چهارم خود دگرگونی‌های زیادی نسبت به قبل داشته است، اما آیا این تغییرات به موفقیت سریال در جلب توجه مخاطب کمک می‌کند؟

داستان سریال «سرقت پول» درباره‌ی اجرای یک نقشه‌ی کاملاً بی‌نقص برای دزدی از بانک است که طراح آن با ایده‌های موشکافانه خود سعی می‌کند تا مجریان این سرقت را راهنمایی کند. با وجود این‌که پخش سرقت پول از سال ۲۰۱۷ آغاز شده، این سریال همچنان پس از گذشت نزدیک به سه سال سروصدای زیادی به پا کرده و به یکی از مجموعه‌های پربازدید نتفلیکس تبدیل شده است.

داستان سریال سرقت پول شامل دو بخش می‌شود. بخش اول شامل دو فصل ابتدایی هستند که در آن ماجرای سرقت از ضرابخانه‌ی سلطنتی اسپانیا روایت می‌شود و بخش دوم که از فصل سه آغاز شده، به سرقت از بانک مرکزی این کشور می‌پردازد. فصل چهارم این مجموعه که در فروردین ۱۳۹۹ منتشر شده، ادامه‌ی رویدادهای فصل سوم است که نتفلیکس در این هشت قسمت، داستان را به پایان نمی‌رساند. با این تفاسیر، داستان سرقت از بانک مرکزی اسپانیا در فصل پنجم یا ششم احتمالا به پایان می‌رسد.

در این بررسی، اطلاعاتی از فصل‌های قبلی سریال فاش می‌شود. پس اگر موفق به تماشای تمام قسمت‌های فصل‌های قبل نشده‌اید، بهتر است از مطالعه‌ی ادامه‌ی این مطلب صرف نظر کنید.

برای دانلود فصل چهارم این سریال اینجا کلیک کنید.

در بخش اول که شامل ۱۵ قسمت ابتدایی می‌شد، «پروفسور» یک نقشه‌ی کاملاً بی‌نقص و حرفه‌ای را برای سرقت پول از ضرابخانه‌ی سلطنتی اسپانیا طراحی و اجرایی کرد و در هر لحظه با نکته‌های موشکافانه، تحسین مخاطب را به همراه داشت، اما در بخش دوم که احتمالاً شامل فصل سوم تا پنجم می‌شود، پروفسور همراه با تیم خلاف‌کار خود تصمیم می‌گیرند تا یک نقشه‌ی ناقص و به نسبت پرخطرتر را اجرا کنند.

دوری از قهرمان‌پروری، مهم‌ترین تفاوت فصل چهارم سرقت پول با قسمت‌های پیشین است. بخش دوم این سریال که به سرقت از بانک مرکزی اسپانیا می‌پردازد، برخلاف بخش اول هیچ گونه تلاشی برای بی‌نقص نشان دادن کاراکترهای اصلی خود نمی‌کند. سریال در فصل‌های سوم و چهارم سعی کرده تا با نمایش هر چه بیشتر اشتباه‌های کوچک و بزرگ گروه گروگان‌گیر در مقابل موفقیت پلیس‌ها، داستانی به نسبت واقع‌گرایانه‌تر و باورپذیرتر را روایت کند.

پروفسور در بخش اول سریال، «فرشته‌ی نجات» سارقین بود که برای هر اتفاق خواسته یا ناخواسته برنامه داشت. پروفسور همانند یک مهندس به تک تک حوادث مبنای طرح خود (حوادث مبنای طرح: مجموعه رخدادهای احتمالی که قبل از انجام یک عملیات حساس پیش‌بینی شده و برای آن‌ها دستورالعمل‌های ایمنی در نظر گرفته می‌شود) فکر کرده و برای آن‌ها ایده‌ای خاص داشت و تا حدودی نقش یک ابرقهرمان را در سریال بازی می‌کرد، اما سبک شخصیت‌پردازی بخش دوم به طور کامل تغییر کرده تا در فصل چهارم اتفاقاتی باورپذیرتر و البته هیجان‌انگیزتر نشان داده شوند. در حقیقت سریال در بخش دوم خود روی اعتباری که به واسطه‌ی بخش اول به دست آورده ریسک کرده و با تضعیف توان ربایندگان تلاش کرده تا حداکثر توان خود را برای میخکوب کردن مخاطب در حین تماشا به کار گیرد.

بخش دوم سریال سرقت پول به وضوح نابرابری قدرت در میان پلیس و گروگان‌گیرها را نشان می‌دهد و دقیقا نقطه‌ی ضعف قهرمانان را از جنبه‌های مختلف به رخ مخاطب می‌کشاند. وابستگی‌های عاطفی، نفوذ خیانت‌کاران و وجود نقشه‌ای عجولانه و نه چندان قوی باعث شده تا ضعف، به پروفسور و تیمش نفوذ کند و احتمال شکست او را در نقشه‌ی جدیدش بیشتر کند.

سبک نمایش هیجان‌ها، از تفاوت‌های دیگر فصل چهارم با قسمت‌های پیشین سریال «سرقت پول» است. با وجود اینکه شیوه‌ی غیرخطی داستان در تمامی قسمت‌های این مجموعه رعایت شده، در فصل چهارم استفاده از فلش‌بک‌ها به عصبی شدن مخاطب می‌انجامد. در این فصل پروفسور و تیم گروگان‌گیرش شرایطی بحرانی را تجربه می‌کنند و سطح هیجان رویدادها نسبت به گذشته افزایش پیدا می‌کند. جالب اینجا است که سریال برای نمایش این بخش، زمان خیلی زیادی را صرف می‌کند و با استفاده از فلش‌بک‌های پی در پی سعی دارد تا با احساسات مخاطب خود بازی کند. اشاره‌ی افراط‌‌آمیز به اتفاقات گذشته، ضرباهنگ فصل چهارم را متناوب‌تر کرده و جالب اینجا است که رویدادهای گذشته، اغلب ارتباط تنگاتنگی با بدنه‌ی اصلی داستان در این فصل دارند و نمی‌توان آن‌ها را به عنوان صحنه‌های اضافی در نظر گرفت، اما این قضیه همیشه در مورد سبک روایت فصل چهارم صادق نیست و برخی اوقات موضوع اصلی به حاشیه رانده می‌شود.

سریال «سرقت پول» در فصل چهارم، دقیقا مثل کاراکترهای اصلی خود یک استراتژی کاملاً خطرناک را در پیش گرفته و در بسیاری از اوقات بی‌گدار به آب زده می‌زند. اشاره مداوم به زندگی شخصی کاراکترها در فصل چهارم به هیچ وجه تأثیری بر درک بهتر یا بیشتر رویدادهای اصلی ندارند و استفاده از این رویکرد در هر قسمت را می‌توان احتمالا به خاطر پر کردن زمان پخش سریال دانست. این مسئله در گام اول برای اشاره به سرگذشت کاراکتر «برلین» رخ می‌دهد و به نظر می‌رسد که سریال با استفاده از فلش‌بک‌های غیرمرتبط به زندگی شخصی او، عدم تمایل خود به خداحافظی با این کاراکتر را فاش می‌کند. البته همین تلاش بی‌منطق، آن هم در بحبوحه‌ی اتفاقات دلهره‌آور گروگان‌گیری منجر به عصبانیت مخاطب نیز می‌شود.

برخی دیگر از فلش‌بک‌ها صرفاً برای فضاسازی و مقدمه‌چینی برای نمایش رویدادهای شوکه‌کننده جای داده شده‌اند. این صحنه‌ها باعث می‌شوند تا اتفاقات مهم سریال کاملاً قابل پیش‌بینی شوند. سریال در فصل چهارم خود سعی می‌کند تا همانند گذشته چندین اتفاق کاملاً ناگهانی و دور از انتظار نظیر آنچه بر سر کاراکتر «نایروبی» می‌آید را به تصویر بکشد، اما نمایش فلش‌بک‌های متعدد و اتکای بیش از اندازه به فضاسازی‌های بی‌ربط آن هم دقیقا پیش از اتفاقات اصلی، باعث می‌شود تا مخاطب توان حدس زدن رویدادهای بعدی را داشته باشد. این مسئله در چندین جای فصل چهارم تکرار شده و باعث می‌شود تا سریال نسبتا قابل پیش‌بینی‌تر از قبل شود و شگفتی‌های کمتری را همراه خود داشته باشد. فضاسازی افراطی یکی از اشتباه‌های بزرگ سریال در قسمت‌های میانی فصل چهارم است. سریال سعی می‌کند تا با نمایش رخدادهای پیش از عملیات سرقت، پذیرش پیامدهای حساس را برای مخاطب خود آسان‌تر کند، اما این رویه در بعضی از اوقات نتیجه‌ی عکس به دنبال دارد و بعضی از اتفاقات اسپویل می‌شود. در حقیقت فلش‌بک‌ها، پاشنه‌ی آشیل فصل چهارم سریال سرقت پول هستند و ممکن است ادامه‌دار بودن آن‌ها در فصل پنجم با اعتراض و حتی افت شدید تعداد مخاطبین ختم شود.

مهم‌ترین استراتژی سریال برای جلب توجه هر چه بیشتر مخاطب، همان چیزی است که کاراکتر پروفسور در فصل‌های قبلی از آن با عنوان «نقشه‌ی کامرون» یاد می‌کند. سریال با استفاده از تکنیک مظلوم‌نمایی دزدها و گروگان‌گیرها، حس همدردی مخاطب را با آن‌ها ایجاد می‌کند که البته در این زمینه نیز عملکردی موفق داشته است. از طرف دیگر، استفاده از موسیقی پارتیزان‌ها در دوران جنگ جهانی دوم با هدف ایجاد چهره‌ای قهرمانانه برای سارقین باعث می‌شود تا مخاطب حس نزدیک‌تری نسبت به کاراکترهای خلاف‌کار و قانون‌شکن پیدا کند. در حقیقت بخش دوم سریال سرقت پول بیشتر شبیه به یک بازی شطرنج است که دزدها، مهره‌های سفید آن بوده که بازی را اول شروع می‌کنند و فقط به دنبال کیش و مات کردن حریف خود هستند؛ از طرف دیگر پلیس‌ها، مهره‌های سیاهی هستند که از هر فرصتی برای حذف مهره‌های دشمن استفاده می‌کنند و به هیچ وجه قدم‌های عاقلانه و درستی را برنمی‌دارند. همین مظلوم‌نمایی، به خوبی سریال را به هدف اصلی خود نزدیک کرده و مخاطب به آسانی طرفدار یک تیم گروگان‌گیر شده و از شکست‌های پلیس خوشحال می‌شود.

یکی دیگر از استراتژی‌های فصل چهارم سریال «سرقت پول» برای کنجکاو نگه داشته مخاطب، ایجاد سوال‌های بزرگ در دقایق پایانی هر قسمت است. هر اپیزود با یک سوال مهم پایان میابد تا مخاطب برای تماشای قسمت بعدی میل بیشتری داشته باشد. این استراتژی هر چند که در تمامی فصل‌های سریال به کار گرفته شده، در فصل چهارم ملموس‌تر می‌شود تا عطش مخاطب را برای تماشای قسمت بعدی افزایش دهد. این تکنیک هنوز برای مخاطب این سریال کلیشه‌ای نشده است؛ با این حال ادامه داشتن آن در فصل‌های آینده ممکن است با خستگی و دلسردی بیننده مواجه شود.

سریال Money Heist یا همان La Casa de Papel بدون شک یک مجموعه‌ی خوش‌ساخت و سرگرم‌کننده است که قطعا از تماشای آن پشیمان نخواهید شد. فصل چهارم این سریال نیز با وجود تفاوت‌های نسبی با قسمت‌های پیشین، همچنان ظرفیت بالایی را برای جلب توجه و افزایش سطح هیجان دارد. با این حال تغییر در نحوه‌ی روایت داستان و استفاده از فضاسازی‌های افراطی، ممکن است یک زنگ خطر بزرگ برای افت کیفی فصل‌های بعدی باشد. اگر سازندگان این سریال نتوانند تغییرات مهمی را در فصل پنجم اعمال کنند، ممکن است با شکستی بزرگ مواجه شوند و شاید سرقت پول به سرنوشت نه‌ چندان خوشایند فصل پایانی سریال «فرار از زندان» (Prison Break) دچار شود.

دانلود سریال

Copyright: Zoopix.ir , Movie.zoopix.ir

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − دو =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن